Ƶ

مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی روز سه‌شنبه ۲۹ آوریل ۲۰۲۶ در مرکز آقاخان لندن، میزبان رونمایی از بود. شش پژوهش‌گر پیشگام، تأمّلات خود را در مورد یک انقلاب روش‌شناختی که گاهی با عنوان «دین انتقادی» شناخته می‌شود، به اشتراک گذاشتند و در یک میزِگِرد در مورد چگونگی شکل‌گیری زندگی عمومی، حکومت‌داری و پژوهش توسّط مقولاتی مانند «دین» و «امرِ سکولار» شرکت کردند. ضبط این بحث در در دسترس خواهد بود.

این کتاب که توسّط دکتر الکس هِنلی، عضو هیئت علمی مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی، ویرایش و توسّط انتشارات آکادمیک بلومزبری منتشر شده است، حاصل مشارکت ۱۲ پژوهش‌گر از حوزه‌های مطالعات دینی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، تاریخ مدرن و تعلیم و تربیت است. این کتاب که به عنوان نقطه‌ی ورود قابل فهمی به حوزه‌ی میان‌رشته‌ای رو به رشد «دین انتقادی» طرّاحی شده است، سؤالی به ظاهر ساده امّا فراگیر می‌پرسد: چه اتفاقی می‌افتد وقتی که ما دیگر «دین» را به عنوان یک مقوله‌ی بدیهی و جهانی تلقّی نمی‌کنیم و در عوض بررسی می‌کنیم که این برچسب چگونه ساخته، استفاده و مورد مناقشه قرار می‌گیرد؟

دربار‌ی رویداد

در آغازِ رویداد، دکتر هِنلی شرکت‌کنندگان را به گفت‌وگویی دعوت کرد که هم از نظر نظری بلندپروازانه بود و هم از نظر عملی ریشه‌دار. او این مجموعه را تلاشی توصیف کرد برای دسترس‌پذیرتر کردن نظریّه‌ی انتقادی دربار‌ی مفهوم «دین»، حتّی برای کسانی که ممکن است نسبت به ایده‌هایی که گاه بسیار انتزاعی و فرامفهومی به نظر می‌رسند، تردید داشته باشند. این راهنمای عملی بیش از آن‌که یک کتاب درسیِ نظریّه باشد، راهنمایی است برای کنشِ مبتنی بر نظریّه، نه فقط برای متخصّصان مطالعات دینی، بلکه برای هر کسی که با مقولاتی چون «دین» یا «ایمان» و همتایان به‌اصطلاح «سکولار» آن‌ها، از جمله «سیاست» و «فرهنگ»، سروکار دارد.

یکی از مضامین اصلی ارائه‌ی مقدّماتی او این بود که کلمات کارهای مهمّی در جهان انجام می‌دهند. او خاطرنشان ساخت که دسته‌هایی مانند «دین» و «امر سکولار» اغلب خنثی به نظر می‌رسند، امّا در عمل، افراد، سنّت‌ها و نهادها را به شیوه‌هایی طبقه‌بندی می‌کنند که می‌توانند مشروعیّت‌بخش یا نامشروع، توان‌مندساز یا حاشیه‌ای باشند. به همین دلیل، محققان دینِ انتقادی اغلب اصطلاحاتی مانند «دین» را در گیومه قرار می‌دهند تا یادآوری کنند که این‌ها دسته‌هایی هستند که به صورت تاریخی تولید شده‌اند و به شدّت پیامدگرا هستند، نه توصیف‌های شفّاف از واقعیّت.

دکتر هنلی در سخنرانی خود در مؤسّسه‌ای که به مطالعات اسلامی اختصاص دارد، توجّه را به یک ضرب‌المثل آشنا در بسیاری از محیط‌های مسلمانان جلب کرد: «اسلام صرفاً یک دین نیست، بلکه یک شیوه‌ی زندگی است.» او اظهار داشت که جدّی گرفتن این شهود، پرسش‌های بزرگ‌تری را در مورد اینکه آیا مقوله‌ی «دین» به طور کافی سنّت‌ها، اعمال و اشکال زندگی مسلمانان را با تمام پیچیدگی‌هایشان در بر می‌گیرد، مطرح می‌کند. چنین پرسش‌هایی به ویژه برای دانشجویان اسلام اهمیّت دارد، زیرا تمایزات مدرن غربی بین «مذهبی» و «سکولار» ممکن است بیش از آنکه آشکارکننده باشد، آنها را مبهم کند.

این دغدغه در مورد فهم بین فرهنگی، در قلب کتاب «راهنمای عملی برای دین انتقادی» نهفته است. این کتاب دریچه‌ای به سوی جنبشی علمی می‌گشاید که این فرض را که دین امری گسسته است و می‌توان آن را به سادگی در فرهنگ‌ها و دوره‌های تاریخی شناسایی کرد، به چالش می‌کشد. این کتاب خوانندگان را دعوت می‌کند تا کاربُردها و تأثیرات متغیّر اصطلاحاتی را که از طریق آنها جهان‌های اجتماعی سازمان‌دهی می‌شوند، بررسی کنند. هدف صرفاً ساختارشکنی صِرف نیست، بلکه پژوهش دقیق‌تر، تأمّلی‌تر و سازنده‌تر است.

گفت‌وگوی این رویداد با روحیّه و رسالتِ مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی هم‌نوا بود؛ رسالتی که بر رویکردهایی انتقادی و درعین‌حال هم‌دلانه در مطالعه‌ی اسلام تأکید می‌کند، رویکردهایی که از نظر روش‌شناختی سخت‌گیرانه، میان‌رشته‌ای، و حسّاس به زمینه‌های تاریخیِ متنوّع و در حالِ تحوّلِ زندگی مسلمانان در سراسر جهان‌ هستند. کتاب راهنمای عملیِ دینِ انتقادی مستقیماً با این تعهّد سخن می‌گوید؛ زیرا از دانشجویان و پژوهش‌گران می‌خواهد با دقّت بیندیشند که جوامع، سنّت‌ها و تاریخ‌ها از خلال چه ابزارهای مفهومی توصیف می‌شوند، چه در تحلیل‌های دانشگاهی و چه در گفتمان عمومی.

طرح کلّی کتاب

کتاب در سه بخش تدوین شده است.

بخش اوّل، مقدّمه‌ی خود دکتر هِنلی بر «دین انتقادی» را ارائه می‌دهد، که در آن به تشریح آنچه در زیر سؤال بردن مقوله‌ی «دین» مطرح است، می‌پردازد و مجموعه‌ای از رویکردهای بالقوّه را برای خوانندگان تازه‌کار در این حوزه ارائه می‌دهد.

بخش دوّم تأمّلات سه تن از برجسته‌ترین پژوهش‌گرانی را گِرد هم می‌آورد که با این چرخشِ فکری پیوند دارند، آرون هیوز، راسل مک‌کاتچن و تیموتی فیتزجرالد، که هر یک دیدگاه خود را دربار‌ی معنای انتقادی‌بودن نسبت به مقولات و چراییِ اهمیّت آن ارائه می‌کنند.

بخش سوّم، هفت مطالعه موردی را ارائه می‌دهد که رویکردهای انتقادی را در عمل نشان می‌دهند. این موارد که از رشته‌ها و زمینه‌های مطالعاتی متنوّعی استخراج شده‌اند، از شرق و غرب آسیا گرفته تا اروپا و آمریکای شمالی را در بر می‌گیرند و موضوعاتی از جمله حکومت‌داری، سیاست اقلیّت‌ها، بومی‌گرایی، آموزش، جنسیّت و زندگی عمومی را دربرمی‌گیرند. این موارد در کنار هم نشان می‌دهند که چگونه می‌توان از نظریّه‌ی انتقادی برای ایجاد بینش‌های جدید در پژوهش‌های تجربی و تدریس استفاده کرد.

هیئت نویسندگان

مراسم رونمایی، شش نفر از نویسندگان و چهره‌های برجسته از دانشگاه‌های سراسر بریتانیا و حتّی کانادا را گِردِ هم آورد. هر یک از سخنرانان حاضر در پنل، دربار‌ی معنای «دین انتقادی» در کار و حوزه‌های تخصّصی خود تأمّل کردند.

دکتر الکس هِنلی ، ویراستار کتاب، رئیس برنامه‌ی اصلی تحصیلات تکمیلی در مطالعات اسلامی و علوم انسانی مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی است. تحقیقات او بر «دین» به عنوان یک مقوله‌ی در حال تغییر در عمل و حکومت در غرب آسیای مدرن، به ویژه در رابطه با رهبری، نهادینه‌سازی و فرقه‌گرایی، متمرکز است.

، پژوهش‌گر وابسته به مرکز پژوهش‌های انتقادی دین و پیش‌تر استادِ دین‌پژوهی دین در دانشگاه استرلینگ، به خاطر ابداع اصطلاح «دین انتقادی» به طور گسترده شناخته شده است. آثار پیشگامانه‌ی او بیش از دو دهه به شکل‌گیری مباحث در این حوزه‌ کمک کرده است، از جمله تأثیر سازنده‌ای بر کتاب برجسته‌ی شهاب احمد با عنوان «اسلام چیست؟» (۲۰۱۶).

، استاد دانشگاه شومی و مدیر کالج چاسر، جامعه‌شناسی است که آثارش به بررسی چگونگی برساخته شدن و هنجارسازی مقوله‌های مدرن «دین» و «امر سکولار» در بافت ژاپنی و در رشته‌ی دانشگاهی جامعه‌شناسی می‌پردازد.

، دانشیار دانشگاه لیدز ترینیتی و دبیر افتخاری انجمن بریتانیایی مطالعات ادیان، به طور گسترده در مورد بت‌پرستی معاصر، درویدیسم و ​​بومی‌گرایی نوشته است و دیدگاه‌هایی را ارائه داده است که ریشه در رویه‌های انسان‌شناسی و آموزشی دارند.

، استاد مدعو در دانشگاه آزاد و مدرّس ارشد سابق دانشگاه ادینبورگ، تأثیرات شکل‌گیری دسته‌بندی‌ها بر زندگی عمومی و تولید فرهنگی، از جمله حاکمیّت «ایمان» در نهادهای دولتی بریتانیا را مطالعه می‌کند.

، استاد دانشگاه اتاوا، به خاطر پژوهش فمینیستی تأثیرگذار خود و توسعه‌ی «نظریّه‌ی دولت بازمانده» شناخته می‌شود، که «ادیان» را به عنوان نهادهایی که در حوزه‌ی دولت‌مداری مدرن فعالیّت می‌کنند، مورد بازاندیشی قرار می‌دهد.